
روزی مردی , عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند .
او تصمیم گرفت عقرب را
نجات دهد , اما عقرب انگشت او را نیش زد.
مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد , ا
ما عقرب بار دیگر او را نیش زد .
رهگذری او را دید و پرسید:
"برای چه عقربی را که نیش می زند , نجات می دهی" .
مرد پاسخ داد:"این طبیعت عقرب است که نیش بزند
ولی طبیعت من این است که عشق بورزم" .
چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟
عشق ورزی را متوقف نساز . لطف و مهربانی خود را دریغ نکن
حتی اگر دیگران تو را بیازارند.بدانيد :

خوب بودن به خدا سهل ترين كار است
و نمي دانم،
كه چرا انسان،
تا اين حد،
با خوبي،
بيگانه است!
و همين درد مرا مي آزارد!
-786007.jpg)