
دکتر شریعتی:
او به من نياموخت،چه، خود نمي دانست.من از او آموختم،
چه گرانبهايند انسانهايي كه بزرگواري ها و عظمت هاي خوب
و عزيز انساني را دارند وخود از آن آگاه نيستند!
اينها از آن جمله« نفهميدن» هايي كه به روح ارجمندي و شكوهمندي مي بخشد.
من،گاه از پستي ها و حقارت هايي كه ديده ام دلم مالامال از نفرت شده است،
ناگاه، بر خود لرزيده ام و از اين بينش پستم بيزار شده ام
كه چرا چشم هايي داشته باشم كه «موي در لقمه بيند»؟
چه زيبا و چه درست است اين سخن به ظاهر شگفت علي (ع) كه
:المومن غرٌ كريم:
مرد ايمان گول خوري بزرگوار است.
زندگی زیباست اگر تو خود
آفریدگار لحظه های آن با شی!!

گفتی که تورا شوم مدار اندیشه
دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه
کو صبر و چه دل،کنچه دلش می خواند
یک قطره خون است و هزار اندیشه

من
همهی ابرهای آسمان را
گريه میکنم
تو
همهی خورشيدهای خدا را
بتاب!
نمیدانستم هر روز
هفت هشت ده بار
عاشق تو میشوم،
هر روز
نمیدانستم.
با خورشيد میآيی
يا با ماه؟
بگو در کدام افق
دنبالت بگردم.

آموخته ام که باید به زمان مسلط باشم، نه زیر فرمان آن...
آموخته ام هر سفر دور و درازی با برداشتن تنها یک گام آغاز میشود...
آموخته ام خطاهای دیگران را مانند خطاهای خویش تحمل کنم...
آموخته ام که انسان بزرگ به خود سخت میگیرد و انسان کوچک به دیگران...
آموخته ام که بیش از آن که مرا بفهمند، دیگران را درک کنم...
آموخته ام که بیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم...
...
آموخته ام لبخند ارزان ترین راهی است که می توان با آن نگاه را وسعت بخشید...
آموخته ام آنچه امروز در دست دارم، ممکن است آرزوی فرداهایم باشد...
آموخته ام زندگی مثل یک نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کردن خبری نیست...
آموخته ام هیچ روزی از امروز با ارزش تر نیست...

دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود.
استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
