تبليغاتX
وزن بودن را احساس کنیم

 

 

حفظ نظام از نماز هم واجب تر است

امام خمینی ره 

 

 

 

من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند

 و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند

و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام،

 برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد

 كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد.

من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه

 همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند

 و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد.

 (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

 

~~~

 

نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم.

غلط مي‌كني قانون را قبول نداري! قانون تو را قبول ندارد

نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم.

 نمي‌تواني قبول نداشته باشي.

 مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا

 يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي.

 مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند

كه قانون اساسي اجرا بشود؛

 هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد

 من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌

من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ،

 من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد

 كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد.

 بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛

 و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست

و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم.


(صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره 

 

 

...

 

لا تعرفون الحق کمعرفتکم الباطل
آنقدر که باطل را می شناسید حق را نمی نفهمید!


و لا تبطلون باطل کابطالکم الحق
و آنچنان که حق را زیر پا می گذارید ، باطل را نابود نمی کنید!

 

 


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره 




شاید باور نکنی!

همیشه پشت نگاه تو سنگر گرفته ام

و جبهه ام

جز با جبروت مادرانه ات

نجوا نکرده است


از شرابه های روسری مادرم




...و مادر یعنی تو !






بی دلیل نیست که این قدر دوست داشتنی هستی!

بی دلیل نیست که بعد از گذشت چندین و چند سال،

هربار که می بینمت مومن می شوم!

مگر می شود از یادم برود نگرانی چشمانت را آن لحظه که بیمار بودم

و سعی می کردی مرا آرام کنی که چیزی نیست خوب می شوم!

و یا آن لحظه که قلبت تند تند می تپید در هنگام دویدنم که مبادا زمین بخورم

باز هم می گویم بی دلیل نیست که اینقدر خاص هستی

یادم می آید جایی خواندم که در میان ما انسانها

افرادی هستند که عزیزترند برای خداوند!

بی شک تو عزیزترینی

و این را همه می دانند.






+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره  | 

 

 

 

اي دل من .. دل من ... دل من

 

 

آن چیزی که به سینه ات می کوبد

ماهی کوچکی است که دارد نهنگ می شود!

نهنگها هم در اشتیاق  اقیانوسند...

اما کیست که باور کند نهنگی درون او می تپد!

 

 

پ.ن :

چقدر باید خوش شانس باشی

که چنین جملات لطیفی رو

تونسته باشی این روزها از تلویزیون بشنوی!

البته شخصیت تلویزیون رو نباید

 صرفا در حد یه شامپو فرض کرد!!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره  | 

 

 

 

مادرکنارتو

گریه مرسوم است

مگرمی توان پهلوی توبود

وشکسته نبود...

 

 

 گلویم شلاق خورده ی کبودی هاست...

 و مهر سجده ام ، مزاری گمنام

 زیر ثانیه های نامی ِ حسرت!

دوری

پا درمیانی می کند

  و مرا می سازد

برای مبتداهای به تأخیر مبتلا !

دستم به سمت ِ اسم تو می پیچد

و من می ترسم خاکستری شوم

که بوی اناالحق داشت!

 


 

"شرابه های روسری مادرم"

سید حسن حسینی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره  | 

 

 

 

من همون گیج ِ بی‌حواس ِ تو ام !

 

 

 

مولای یا مولای !

غیر از تو هیچ ندیده‌ام...

تو دلیل باید باشی..

که سرم

 از هر چه جز تو شکسته.

...

..

مولای یا مولای

انت الدلیل

و انا

المتحیر

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت   توسط منصوره  |